در سالهاي اخير، طرحهاي جديد انتقال آب از استان چهارمحال و بختياري به استانهاي ديگر از جمله طرح بهشت­آباد و تونل گلاب مطرح شده كه تونل آنها علاوه بر طولاني بودن و قرار گرفتن در عمق زياد زمين، با ابعاد و ظرفيت انتقال آب بسيار بالا طراحي شده و در صورت حفرآنها، مشكل جدي براي منابع آب آينده استان ايجاد مي­شود. متأسفانه در مطالعات اين طرحها، قوانين و ضوابط ملي و بين­المللي از جمله  بند (هـ) ماده (17) قانون برنامه چهارم توسعه كشور و معيارهاي جهاني يونسكو رعايت نشده و همين امر باعث شده هر شهروند در اين استان دچار نگراني از آينده استان باشد. در حاليكه در كشور ميلياردها تومان از بيت­المال براي اجراي شتابزده اين تونلهاي غيركارشناسي تخصيص داده مي­شود، اجراي طرحهاي حياتي و كم هزينه­ استان چهارمحال و بختياري، نظير طرح انتقال آب ونك به لردگان، آبرساني شرب محور بن-بروجن، انتقال آب سبزه كوه، طرح عمران زاينده­رود جنوبي و تأمين آب به شهرستانهاي اردل و كوهرنگ معطل نگه داشته شده و متأسفانه هرساله بودجه آب اين استان تحليل مي­رود. آيا اين رويه با كدام موازين عدالتخواهانه كه شعار آن داده مي­شود، سازگار است. در اينجا سؤالاتي مطرح است و بيانديشيد براي اين سؤالات چه پاسخي مي­توان يافت و چه بايد كرد؟

1)   آيا ميدانيد چرا با حفر تونل سوم كوهرنگ چشمه­هاي مهم منطقه از جمله چشمه بزرگ مرواريد و چشمه هاي دشت زرين خشك گرديد و به محيط زيست و مردم منطقه خسارات زيادي وارد گرديد؟ واقعأ چه كسي پاسخگوي اين فاجعه مي­باشد؟

2)      چرا با حفر تونل سوم نه تنها زندگي مردم منطقه بهبود نيافت بلكه جلوي توسعه آن گرفته شد؟

3)      آيا ميدانيد براي انتقال آب راههاي ديگري بجز تونل وجود دارد ولي مسئولين به اين راهها توجهي ندارند؟

4)      آيا ميدانيد تونلهاي جديد انتقال آب از جمله تونل بهشت آباد داراي طولي 3 برابر طول تونل سوم كوهرنگ است؟

5)   آيا ميدانيد در صورت حفر تونل بهشت­آباد (بطول بيش از  65 كيلومتر و در عمق بيش از 300 متر) چه پيامدهاي زيست محيطي و اجتماعي بوجود مي­آيد؟

6)   حتمأ پاسخ شما خشك شدن آب زيرزميني مناطق مسير از جمله دشتهاي شلمزار، جونقان، كيار، هفشجان، فرخشهر و شهركرد است. ولي آيا ميدانيد با توجه به اينكه حدود 60 درصد جمعيت استان در حوضه بهشت­آباد تمركز دارد چه آينده­اي در انتظار آنها است؟

7)   آيا ميدانيد طرح بهشت آباد را مي توان با خط لوله با هزينه بسيار بسيار كمتر اجرا كرد ولي به راستي چرا مسئولين از مطرح شدن روش لوله و مطالعه آن گريزانند. آيا با اصرار بر حفر تونل بهشت­آباد بجاي استفاده از لوله، قصد تاراج آبهاي زيرزميني استان را در سر ندارند؟ 

8)   آيا مي­دانيد مسئولين سهم لازم از منابع آبي بهشت­آباد را براي استان در نظر نگرفته­اند و اين امر چه پيامدهاي براي آيندگان اين استان مي­تواند به دنبال داشته باشد؟

9)      آيا مي دانيد با اجراي طرح بهشت آباد بدليل اولويت يافتن استانهاي مقصد، آيندگان اين استان از حق برداشت آب محروم خواهند شد؟

10)  آيا مي دانيد بجز طرح بهشت­آباد، تونل خطرناك ديگري بنام گلاب براي انحراف آب زاينده رود در دست اجرا است؟

11) آيا مي­دانيد در خشكسالي‌ها آبدهي رودخانه زاينده­رود در منطقه سامان به كمتر از 20 مترمكعب بر ثانيه مي­رسد ولي ظرفيت تونل گلاب بيشتر از 5/22 مترمكعب بر ثانيه است؟ اين چه معنائي بجز خشك شدن رودخانه زاينده­رود دارد؟

12) آيا ميدانيد مجامع معتبري همچون مركز پژوهشهاي مجلس، اداره كل بازرسي كشور و سازمان حفاظت محيط زيست كشور نيز بر اين موضوع اتفاق نظر دارند كه تونل بهشت­آباد با چالش جدي مواجه است و نبايد حفر شود؟

تنها مي توان از جناب آقاي دكتر روحانی تقاضا نمائيم جلوي حفر اين تونلهاي خانمان برانداز و فاجعه ملي را بگيرد!!!

13)  از نقطه نظرهاي اجتماعي، زيست محيطي، فني و اقتصادي داراي تبعات منفي زيادي است. با اين وجود استانهاي همجوار با فضاسازي و استفاده ابزاري از افكار عمومي و نفوذي كه در كشور دارند، تلاش وافري براي اجراي شتابزده و عجولانه اين تونل های غيركارشناسي به خرج مي­دهند ولي هشياري و پيگيري مجموعه مديريتي استان و نمايندگان مردم، وزارت نيرو را مجاب كرده كه اولأ مقدار آب قابل انتقال كاهش داده شود تا حقوق آيندگان استان در استفاده از آب محفوظ بماند و ثانيا از روشي براي انتقال آب استفاده شود كه منابع آب زيرزميني استان زهكش نشود (از جمله روش انتقال آب با لوله). ولي افسوس كه تا كنون گوش برخي مسئولين بر اين مسائل بسته مانده و اساسأ منافع و حقوق استان ما را در اين طرح به رسميت نمي­شناسند. يقينأ اگر تونل بهشت­آباد حفر شود در آينده نه چندان دور، ساكنان حوضه بهشت­آباد كه 60 درصد كل جمعيت استان را به خود اختصاص داده­اند، دچار بحران جدي مي­شوند و بسياري از آنها مجبور به مهاجرت و حاشيه­نشيني شهرهاي ديگر خواهند شد. در اين ارتباط تنها راه براي جلوگيري از اين فاجعه اينست كه بجاي حفر اين تونل خانمان برانداز، از روش لوله براي انتقال آب استفاده شود و مقدار آب انتقالي با توجه به نيازهاي آبي استان در نظر گرفته شود.

2) تونل گلاب:

طرح تونل گلاب در لواي طرح انتقال آب شرب كاشان از سال 1384 توسط استان اصفهان مطرح گرديد و شامل دو فاز تونل 1 و 2 گلاب است. تونل گلاب1 با طول 10 كيلومتر و قطر 8/3 متر به منظور تأمین آب شرب کاشان، آران و بید گل با دبی 7/1 مترمکعب بر ثانیه مطرح بوده است که آب را از بالادست سد تنظیمی زاینده رود (حجت آباد) به منطقه روستای گلاب در ارتفاع 286- متری زمین انتقال می دهد (حفاری کامل این قسمت به اتمام رسیده است).  تونل گلاب 2 به طول 17 كيلومتر در ادامه تونل 1 گلاب قرار دارد (از منطقه گلاب لغایت رضوان‌شهر)كه عملیات حفاری آن توسط چهار کارگاه فعال در منطقه ادامه دارد. با توجه به ظرفيت بالاي تونل گلاب كه معادل 5/22 مترمكعب بر ثانيه است، در مواقع خشكسالي حداکثر میزان آب رودخانه زاينده‌رود (20 مترمکعب بر ثانیه) در محدوده استان چهارمحال و بختياري توسط اين تونل از مسير طبيعي منحرف شده و اين به معني خشك شدن باغات منطقه و ايجاد مشكلات عديده زيست محيطي است. لذا مردم منطقه سامان و 22 روستاي حاشيه رودخانه زاينده­رود در اين استان، از نيمه اول سال 1390 اعتراض‌هايي را آغاز كرده و نگراني خود را از خطر انحراف آب رودخانه زاينده­رود و احتمال خشك شدن باغات خود ابراز نمودند. در حاليكه اين نارضايتي­ها همچنان ادامه دارد و مسئولين و كارشناسان استان چهارمحال و بختياري بر اين امر اتفاق نظر دارند كه نبايد تونل  گلاب 2 حفر شود ولي متأسفانه از سوي وزارت نيرو اقدام جدي و عملي براي توقف تونل انجام نگرفته است.

اگر بخواهيم بطور خلاصه به عدم توجيه حفر تونل گلاب 2 بپردازيم كافيست كه به دو خصوصيت و ويژگي رودخانه زاينده­رود اشاره كنيم. خاصيت اول زاينده بودن اين رودخانه است كه اين امر باعث شده در مسير رودخانه، دبي جريان رو به افزايش باشد. بطوريكه آمار 35 ساله اندازه­­گيري دبي رودخانه زاينده­رود توسط وزارت نيرو در دو ايستگاه سدتنظيمي (مقطع ورودي رودخانه زاينده­رود به استان چهارمحال و بختياري) و ايستگاه پل زمانخان (مقطع خروجي از استان) نشان مي­دهد نه تنها دبي آب در محدوده استان كم نمي­شود بلكه دبي خروجي زاينده­رود از استان چهارمحال و بختياري، 9/0 درصد نسبت به ورودي آن به استان بيشتر بوده است. اين امر بخاطر اثر مثبت باغات حاشيه زاينده­رود در افزايش نفوذپذيري خاك توسط ريشه درختان و نفوذ هرزآبهاي منطقه به داخل زمين و در نهايت تخليه تدريجي بصورت زايش به رودخانه است. ويژگي دوم رودخانه زاينده­رود توان خودپالائي رودخانه است كه بخاطر دبي و شيب مناسب، كليه آلودگي‌هاي رودخانه بطور طبيعي تصفيه مي­شوند و جاي تعجب نيست كه برخي باغداران منطقه بطور مستقيم  آب رودخانه زاينده­رود را مي­نوشند و مشكلي بوجود نمي­آيد. اين يك موهبت الهي است كه از ثمرات آن، مناطق پائين دست مثل اصفهان و يزد، از ساليان گذشته آب شرب خود را با صرف كمترين هزينه تصفيه از رودخانه بدست مي­آورند. چه بسا اگر تونل دوم گلاب حفر شود و آب زاينده­رود از مسير طبيعي منحرف شود، بدليل كم شدن دبي در مسير اصلي، خاصيت خودپالائي رودخانه نيز از بين رفته و رودخانه زاينده رود به يك مسير فاضلاب­رو تبديل خواهد شد.

بنابراين حفر تونل گلاب2 با بهانه حفظ كيفيت آب شرب، اگرچه ممكن است ظاهر مستدلي داشته باشد ولي فاقد توجيه علمي و فني است و بجز صرف هزينه بالا و ايجاد مشكل براي مردم منطقه با خشك شدن باغات آنها و به خطر افتاندن سلامت جامعه و محيط­زيست، حاصل ديگري ندارد و انتظار مي­رود طبق قوانين و ضوابط ملي و بين­المللي در اجراي طرح تونل گلاب 2 تجديد نظر شود و تا دير نشده با توقف عمليات اجرائي اين تونل، جلوي هدررفت سرمايه­هاي ملي و ايجاد بحرانهاي اجتماعي گرفته شود.

"بهمن رافعی"  شاعر بنام استان چه زیبا به این نکته اشاره نموده است:

 

کنار چشمه نشسته‌اند و تشنه است کامشان                    فرا نشین قله‌اند و خالی است جامشان!!!