زایندهرود نیازمند راهبردهای جدید مدیریت منابع آب
 
دكتر حسين صمدي . عضو هيأت علمي دانشگاه شهركرد
 
به طور كلي اقدامات مديريت منابع آب در هر حوضه اثرات كوتاه و بلندمدت متفاوتي به دنبال دارند. اقدامي كه ممكن است در كوتاه مدت اثربخش و مفيد باشد، معلوم نيست كه در بلندمدت نيز همين اثرات را به دنبال داشته باشد و برعكس ممكن است  اثرات مخرب و غيرقابل جبراني داشته باشد.
در مورد مديريت منابع آب زاينده‌رود، ارزيابي‌ها نشان مي‌دهد برخي اقدمات سازه‌اي كه در گذشته با هدف تقويت آب زاينده‌رود انجام گرفته، در بلند مدت نتايج معكوس به دنبال داشته و موجب تشديد بحران آب اين رودخانه شده است. اين اقدامات سازه‌اي شامل حفر تونلهاي انتقال آب و احداث سد مي‌باشد. كافيست به اين نكته توجه شود كه با حفر تونل اول كوهرنگ در سال 1333 با ظرفيت انتقال آب سالانه 300 ميليون مترمكعب، بالغ بر 36 هزار هكتار اراضي كشاورزي جديد در حوضه زاينده رود توسعه داده شد. پس از ان با احداث سد زاينده رود در سال1350، بالغ بر 67 هزار هكتار ديگر اراضي كشاورزي در اين حوضه توسعه يافت و در مرحله سوم با حفر تونل دوم كوهرنگ در سال 1364 و با ظرفيت انتقال آب سالانه 250 ميليون مترمكعب، حدود 18 هزار هكتار ديگر اراضي كشاورزي توسعه داده شد. ملاحظه مي‌شود مجموع اراضي توسعه يافته در حوضه زايندهرود به واسطه اجراي اين سه طرح، بالغ بر 120 هزار هكتار اراضي كشاورزي با نياز آبي 1/5  ميليارد مترمكعب  است. ولي آمار بهره‌برداري از اين پروژه‌ها نشان مي‌دهد در زمانهاي خشكسالي‌ آورد آب توسط  تونلهاي اول و دوم كوهرنگ كمتر از 50 درصد ظرفيت آنها بوده و اين باعث شده اراضي كشاورزي توسعه يافته به واسطه اين تونلها، دچار كمبود جدي آب شوند و این کمبود قبل از هرچیز به حقابه زیست محیطی رودخانه تحمیل شد و این یکی از علل اصلی خشک شدن زاینده رود حتی در سالهای نرمال است. متأسفانه در سالهای اخیر شاهد آن هستیم که اين روند با تعريف و حفر تونلهاي ديگر نظير تونلهاي چشمه لنگان، سوم كوهرنگ، خدنگستان و تونل گلاب، و مطالعه تونلهاي بهشت‌آباد و گوكان ادامه يافته است با اين تفاوت كه هزينه‌هاي حفر تونلهاي جديد نسبت به تونلهاي قبلي به مراتب بيشتر است. لذا عمده بودجه‌ها براي اتمام اين پروژه‌ها صرف مي‌شود و اين امر باعث مي‌شود سرمايه‌گذاري در ساير اقدامات مديريتي نظير حفاظت منابع آب زيرزميني (که سهم 70 درصدی در تأمین آب حوضه دارد)، توسعه روشهاي آبياري نوين، مديريت مصرف آب و ... عقيم بماند. بويژه آنكه برآورد دست بالا در ظرفيت انتقال آب اين تونلها، باعث غفلت در انجام ساير اقدامات مديريت منابع آب حوضه شد. اين تحليل نشان مي‌دهد هر تونل جديدي كه براي انتقال آب به زاينده رود حفر شده، از قبل نياز بيشتري به زاينده رود تحميل کرده و اين امر بر شدت بحران كم‌آبي افزوده است. لذا وقت آن رسيده كه در سرمايه‌گذاري‌ها براي اجراي طرحهاي جديد انتقال آب تجديد نظر شود و به جاي صرف تمامی توان مالی، فنی و اجرایی در حفر تونلهای انتقال آب، در راستاي احيا و حفاظت منابع آب زيرزميني و اجراي كليه راهكارهاي مديريت تقاضا در سطح حوضه سرمايه‌گذاري کرد و این را به عنوان راهبرد اصلي مديريت منابع آب زاينده‌رود در نظر گرفت. اگر امروز به این مهم توجه نکنیم در آینده افت بیشتر سطح آب زیرزمینی باعث نشت زمین و بسته شدن خللو فرج آبخوان زیرزمینی شده و این مرگ حتمی آبخوانهای زیرزمینی که اندوخته آب برای نسلهای بعدی است را به دنبال خواهد داشت. اگر امروز فرهنگ استفاده از آب را در بین مردم و بویژه کودکان و نوجوانان اصلاح نکنیم انجام این کار فردا دیر خواهد بود. یادمان باشد در عصر جدید، رویکرد اصلی مدیریت منابع آب حتی در کشورهائی که وضعت آبی بهتری نسبت به ما دارند، برنامه‌ریزی برای سازگاری با شرایط طبیعی است و نه دستکاری طبیعت با حفر تونل و سد و ....
 

 

 

-->

 
 
زایندهرود نیازمند راهبردهای جدید مدیریت منابع آب
 
دكتر حسين صمدي . عضو هيأت علمي دانشگاه شهركرد
 
به طور كلي اقدامات مديريت منابع آب در هر حوضه اثرات كوتاه و بلندمدت متفاوتي به دنبال دارند. اقدامي كه ممكن است در كوتاه مدت اثربخش و مفيد باشد، معلوم نيست كه در بلندمدت نيز همين اثرات را به دنبال داشته باشد و برعكس ممكن است  اثرات مخرب و غيرقابل جبراني داشته باشد.
در مورد مديريت منابع آب زاينده‌رود، ارزيابي‌ها نشان مي‌دهد برخي اقدمات سازه‌اي كه در گذشته با هدف تقويت آب زاينده‌رود انجام گرفته، در بلند مدت نتايج معكوس به دنبال داشته و موجب تشديد بحران آب اين رودخانه شده است. اين اقدامات سازه‌اي شامل حفر تونلهاي انتقال آب و احداث سد مي‌باشد. كافيست به اين نكته توجه شود كه با حفر تونل اول كوهرنگ در سال 1333 با ظرفيت انتقال آب سالانه 300 ميليون مترمكعب، بالغ بر 36 هزار هكتار اراضي كشاورزي جديد در حوضه زاينده رود توسعه داده شد. پس از ان با احداث سد زاينده رود در سال1350، بالغ بر 67 هزار هكتار ديگر اراضي كشاورزي در اين حوضه توسعه يافت و در مرحله سوم با حفر تونل دوم كوهرنگ در سال 1364 و با ظرفيت انتقال آب سالانه 250 ميليون مترمكعب، حدود 18 هزار هكتار ديگر اراضي كشاورزي توسعه داده شد. ملاحظه مي‌شود مجموع اراضي توسعه يافته در حوضه زايندهرود به واسطه اجراي اين سه طرح، بالغ بر 120 هزار هكتار اراضي كشاورزي با نياز آبي 1/5  ميليارد مترمكعب  است. ولي آمار بهره‌برداري از اين پروژه‌ها نشان مي‌دهد در زمانهاي خشكسالي‌ آورد آب توسط  تونلهاي اول و دوم كوهرنگ كمتر از 50 درصد ظرفيت آنها بوده و اين باعث شده اراضي كشاورزي توسعه يافته به واسطه اين تونلها، دچار كمبود جدي آب شوند و این کمبود قبل از هرچیز به حقابه زیست محیطی رودخانه تحمیل شد و این یکی از علل اصلی خشک شدن زاینده رود حتی در سالهای نرمال است. متأسفانه در سالهای اخیر شاهد آن هستیم که اين روند با تعريف و حفر تونلهاي ديگر نظير تونلهاي چشمه لنگان، سوم كوهرنگ، خدنگستان و تونل گلاب، و مطالعه تونلهاي بهشت‌آباد و گوكان ادامه يافته است با اين تفاوت كه هزينه‌هاي حفر تونلهاي جديد نسبت به تونلهاي قبلي به مراتب بيشتر است. لذا عمده بودجه‌ها براي اتمام اين پروژه‌ها صرف مي‌شود و اين امر باعث مي‌شود سرمايه‌گذاري در ساير اقدامات مديريتي نظير حفاظت منابع آب زيرزميني (که سهم 70 درصدی در تأمین آب حوضه دارد)، توسعه روشهاي آبياري نوين، مديريت مصرف آب و ... عقيم بماند. بويژه آنكه برآورد دست بالا در ظرفيت انتقال آب اين تونلها، باعث غفلت در انجام ساير اقدامات مديريت منابع آب حوضه شد. اين تحليل نشان مي‌دهد هر تونل جديدي كه براي انتقال آب به زاينده رود حفر شده، از قبل نياز بيشتري به زاينده رود تحميل کرده و اين امر بر شدت بحران كم‌آبي افزوده است. لذا وقت آن رسيده كه در سرمايه‌گذاري‌ها براي اجراي طرحهاي جديد انتقال آب تجديد نظر شود و به جاي صرف تمامی توان مالی، فنی و اجرایی در حفر تونلهای انتقال آب، در راستاي احيا و حفاظت منابع آب زيرزميني و اجراي كليه راهكارهاي مديريت تقاضا در سطح حوضه سرمايه‌گذاري کرد و این را به عنوان راهبرد اصلي مديريت منابع آب زاينده‌رود در نظر گرفت. اگر امروز به این مهم توجه نکنیم در آینده افت بیشتر سطح آب زیرزمینی باعث نشت زمین و بسته شدن خللو فرج آبخوان زیرزمینی شده و این مرگ حتمی آبخوانهای زیرزمینی که اندوخته آب برای نسلهای بعدی است را به دنبال خواهد داشت. اگر امروز فرهنگ استفاده از آب را در بین مردم و بویژه کودکان و نوجوانان اصلاح نکنیم انجام این کار فردا دیر خواهد بود. یادمان باشد در عصر جدید، رویکرد اصلی مدیریت منابع آب حتی در کشورهائی که وضعت آبی بهتری نسبت به ما دارند، برنامه‌ریزی برای سازگاری با شرایط طبیعی است و نه دستکاری طبیعت با حفر تونل و سد و ....
 

 
 
-->
لینک خبر :  http://sharghdaily.ir/VijehNO.aspx?V_News_Id=1722
 

hide();

hide();